اینم از پست
نامه ای به پدر
پدر در حال رد شدن از کنار اتاق خواب پسرش بود، با تعجب ديد که تخت خواب کاملاً مرتب و همه چيز جمع و جور شده. يک پاکت هم به روي بالش گذاشته شده و روش نوشته بود «پدر». با بدترين پيش داوري هاي ذهني پاکت رو باز کرد و با دستان لرزان نامه رو خوند :
پدر عزيزم،
با اندوه و افسوس فراوان برايت مي نويسم. من مجبور بودم با دوست دختر جديدم فرار کنم، چون مي خواستم جلوي يک رويارويي با مادر و تو رو بگيرم. من احساسات واقعي رو با Stacy پيدا کردم، او واقعاً معرکه است، اما مي دونستم که تو اون رو نخواهي پذيرفت، به خاطر تيزبيني هاش، خالکوبي هاش ، لباسهاي تنگ موتور سواريش و به خاطر اينکه سنش از من خيلي بيشتره. اما فقط احساسات نيست، پدر. اون حامله است. Stacy به من گفت ما مي تونيم شاد و خوشبخت بشيم. اون يک تريلي توي جنگل داره و کُلي هيزم براي تمام زمستون. ما يک رؤياي مشترک داريم براي داشتن تعداد زيادي بچه. Stacy چشمان من رو به روي حقيقت باز کرد که ماريجوانا واقعاً به کسي صدمه نمي زنه. ما اون رو براي خودمون مي کاريم، و براي تجارت با کمک آدماي ديگه اي که توي مزرعه هستن، براي تمام کوکائينها و اکستازيهايي که مي خوايم. در ضمن، دعا مي کنيم که علم بتونه درماني براي ايدز پيدا کنه، و Stacy بهتر بشه. اون لياقتش رو داره. نگران نباش پدر، من 15 سالمه، و مي دونم چطور از خودم مراقبت کنم. يک روز، مطمئنم که براي ديدارتون بر مي گرديم، اونوقت تو مي توني نوه هاي زيادت رو ببيني.
با عشق،
پسرت،
John
پاورقي : پدر، هيچ کدوم از جريانات بالا واقعي نيست، من بالا هستم تو خونه Tommy. فقط مي خواستم بهت يادآوري کنم که در دنيا چيزهاي بدتري هم هست نسبت به کارنامه مدرسه که روي ميزمه. دوسِت دارم! هروقت براي اومدن به خونه امن بود، بهم زنگ بزن.
+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 13:6  توسط سهراب
|
با سلام خدمت دوستان عزیز. میخوام سایتی رو بهتون معرفی کنم که با عضویت در اون میتونید هدایای ارزشمندی رو دریافت کنید . این صفحه را saveکنید ودقیق تا اخر مطالعه کنید
بچه ها تو رو خدا این مطلبو بخونید از بچه های خواننده هم اگه کسی مشکلی داشت تو نظرات بگه تا سریعا جواب گو باشم...
حتما می پرسید، خب این سایت چرا این هدایا رو به ما میده ؟!
باید خدمتتون عرض کنم بعضی سایتهای تبلیغاتی برای فروش ( به رویت رسوندن ) تبلیغات مشتریاشون از طریق زیر اقدام به این کار میکنند .
)صد در صد رایگان و واقعی(
این سایت توسط شرکتهای بزرگی همچون نوکیا ـ موتورولا - سونی ـ مایکروسافت و ... حمایت مالی میشود (از طریق تبلیغ و دادن محصولاتشان(
همین الان عضو شوید مزیت این سیستم اینه که معطلی نداره اما این روش میسر نیست مگه با گذاشتن یه سری هدایا و یا همون آفرها .
سایتی که میخوام بهتون معرفی کنم یکی از این سایتهاست که برای فروش تبلیغاتش پاداشهایی مثل Mp3player , Play station Sony 3 و کنسولهای گیم و انواع گوشی موبایل و... رو در نظر گرفته که شما بسته به تعداد زیر مجموعه ای که حدس میزنید بتونید جمع کنید یکی از این آفرها رو انتخاب میکنین
صبر کنید!! بقیه مطالب رو به دقت بخونید شما هم مثل من مشتاق میشید این کار با اونایی که شما فکر میکنید فرق میکند
موبایل مجانی ----- دروغ نیست واقعیت داره
100%واقعی عضویتش هم رایگانه شانس یکبار در خونه آدم رو میزنه لگد به بختت نزن که فردا شاید دیر باشه شما فقط با زیر مجموعه گیری می توانید گوشی موبایل و mp3 player و ... دریافت کنید. این سیستم با این سیستم های مزخرف ایرانی فرق داره من یکی از دوستام زیر مجموعش تکمیل شد براش فرستادن شما تنها با عضویت در این سیستم میتونید به عنوان مثال برای گوشی N73 تنها با گرفتن ۲۳ زیر مجموعه صاحب این گوشی شوید برای گوشی iphone باید ۲۷ زیر مجموعه بگیرید اگه فکرشو بکنی ارزششو داره چون 7۰0 هزارتومن قیمتشه مثلا k750 :برای گرفتن این گوشی نیاز به 14 زیر مجموعه دارین یعنی شما 14 دوست ندارین. هر گوشی که بخوای یه تعداد خاصی باید زیرمجموعه جمع کنی که بالاترینش 55 نفره . به نظر من که آشنا و دوستان شما بیش از 55 نفر هم هستند . تازه آنها هم یک گوشی رایگان میگیرند خواهش می کنم اگر اهل این کار هستین عضو شوید شک نکنید و تودلتون تمسخر نکنید. تا تنور داغه بچسبونید!
مراحل کار:از لینک مقابل
http://www.xpango.com?ref=91485358
اول از طریق لینک بالا وارد سایت شوید
حال دربالا یا پایین صفحه گزینه Sign Up را انتخاب کنید(اگر گزینه sing up وجود نداشت روی یکی از عکسها کلیک کنید ودر صفحه باز شده گزینه sing up را بزنید) تا وارد صفحه اصلی شوید و سپس به روش زیر فرم مربوطه را پر کنید. بعد از انتخاب گزینه ی مورد علاقه ی خود کد و نام آن را به خاطر بسپارید. بعد روی گزینه ی sign up کلیک کنید وبعد طبق مراحل زیر عمل کنید
نام خود را بنویسیدFirst name
نام خانوادگی خود را بنویسیدLast name
آدرس ایمیل خود را وارد کنیدEmail
برای خود پسورد انتخاب کنیدPassword
تکرار پسورد انتخابی را بنویسید confirm password
آدرس منزل را کامل و دقیق به انگلیسی وارد کنیدAddress
شهر خود را بنویسیدtown/city
نام استان خود را بنویسیدcounty
نام کشور خود را انتخاب کنیدcountry شماره تلفن خود را بنویسیدcontact number
نام هدیه را که قبلا دیده بودید انتخاب کنیدFree Gift
در این قسمت کد پستی منزل خود را وارد کنیدZip code
در این قسمت کد ۹۱۴۸۵۳۵۸
رو وارد کنید referral id
تیک این گزینه را بگذارید Terms And
اگر در هنگام ورود مشخصات مشکلی پیش نیاد، به ایمیلتان آدرسی میاد. روش کلیک کنید وارد صفحه ای خواهید شد که لینک زیر مجموعه گیری شما در آن موجود است. شما باید این لینک را به افراد بدهید و اگر کسی با این لینک ثبت نام کند زیر مجموعه ی شما خواهد شد. بعد از اینکه کسی در زیر مجموعه ی شما قرار گرفت و فعال شد(زیر مجموعه گرفت) 1 امتیاز به شما داده می شود و شما بعد از کسب امتیازهای لازم برای دریافت پکیج انتخابی می توانید آن را درخواست بدهید تا ارسال شود. وقتی اعتبار شما پذیرفته میشود که هر کدام از زیر مجموعه های شما حد اقل یک نفر عضو گرفته باشد تا عضو فعال شناخته شود . بعد این دیگه به شما بستگی داره که چه کار می کنین.
نکته بسیار مهم:
!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! !
حتما از کامپیوتر شخصی استفاده کنید واز هر کامپیوتر فقط یکبار ثبت نام کنید چون اگر IPشما برای بار دوم استفاده شود شما حذف خواهید شد از کافی نت ویا سایت های دانشجویی وعمومی استفاده نکنید
راهنمای درج آدرس به زبان انگلیسی:
واحد:Unit ------ طبقه: Floor ------ شماره (پلاک): No -------- کوچه: Alley -------- بلوار: Blvd خیابان: St ------- میدان: Sq ------ بزرگراه: Free Way ------ چهار راه: Cross ------ بعد از: after قبل از: before -------- جاده: Rd ------- خیابان بزرگ: Ave ------- ساختمان: Bldg روبروی:In Front of---------جنب(نزدیک(Near
نمونه یک آدرس کامل پستی در زیر آورده شده سعی شده بیشتر لغات در این آدرس استفاده شود، تا شما دوست عزیز با رعایت قوائد نوشتن آدرس بتوانید نشانی دقیق پستی خود را قید نمائید. (توجه:آدرس انگلیسی باید از آخر به اول نوشته شود(
به طور مثال:
شیراز – خیابان بنی هاشم - میدان شهید محسنی - بلوار مهدی اباد - کوچه امین - پلاک 79
No79- amin Alley -mahdiabad Blv - shahid mohseni Sq - banihashem St – shiraz Number
شماره تلفن خود را بنویسید.(در صورت ایجاد مشکل در فرستادن هدیه نیاز می شود(
راهنمای درج شماره ی تلفن:
مثال: شماره ی یک فرد تهرانی>>> شماره منزل:82445663 کد شهر:021 کد کشور:0098 که هنگام نوشتن در فیلد مخصوص باید آن را به این صورت بنویسید : 00982182445663
در مورد سایت XPANGO
این سایت برای تبلیغ و افزایش محبوبیت خود اقدام به طرحی نو کرده است و به صورت کاملا رایگان عضو میپذیرد و باثبت نام در این سایت قادرید تا یک محصول رو به رایگان دریافت کنید.نکتهی جالب محصولات متنوع و جذاب سایت است که از جمله مهمترین آنها Apple iPhone است!! در این سایت انواع گوشی موبایل از محصولات Apple، Nokia، Motorola، Samsung، LG , Sony Ericsson و همچنین انواع MP3 Player ها و کنسولهای بازی (Xbox, Play Station 2,3 , Psp)و... موجود است چهطور یک یا چند تا از این محصولات را دریافت کنیم؟ برای این کار بعد از عضویت باید اعتبار مورد نیاز برای محصول رو به دست آورید (هر محصول تعداد اعتبار مشخصی دارد). برای این کار سه پیشنهاد به شما شده: اول اینکه این سایت رو به دیگران معرفی کنید و کسب اعتبار نمایید. دوم خرید محصولات سایت جهت ایجاد اعتبار. سوم کامل کردن پیشنهادهای سایت که معمولا عضویت در سایتهای معرفی شده (offer) توسط سایت است. آیا این سایت ایران را هم پشتیبانی میکند؟ بله، هم در لیست کشورها نام ایران موجود است و هم اینکه محصولات سایت (منظور گوشی موبایل) در تمام کشورها کار میکند. در توضیحات سایت نوشته شده که گوشیها آماده شده برای تمام اپراتورهاست.
چند تذکر
1- در یک کامپیوتر بیش از یک بار ثبت نام نکنید : چون این کار باعث حذف اکانت شما میشود.
2- هیچ وقت از مکانهایی مانند کافی نت ثبت نام نکنید : چون امکان دارد شخص دیگری بر اثر عدم آگاهی، در همان کامپیوتری که شما ثبت نام کردید او هم ثبت نام کند. در این صورت عضویت شما باطل خواهد شد .
3-منظور از(Credits) همون (امتیازه(
دیدن نظرات و نوع محصول انتخابی
برای دیدن نظرات و نوع محصول انتخابی کسانی که از سایت هدیه خود را دریافت کرده اند میتوانید روی گزینه Testimonials در بالای صفحه کلیک کنید لازم به ذکر است که اکثر آنها باور نمی کردند که هدیه خود را دریافت خواهند کرد و بعضی از آنها فقط از روی کنجکاوی ثبت نام کرده بودند ولی بعد از کسب اعتبار لازم هدیه خود را در دست گرفتند. بعضی ها هم گفته اند وقتی به دوستانمان این سایت را معرفی کردیم با تمسخر آنها مواجه شدیم اما حالا همه آنها به تکاپو افتاده اند و در سایت عضو شده اند.
نحوه کار با سایت و ورود به اتاق کار :
ابتدا وارد سایت شوید. روی گزینه My Accountواقع در بالای سایت کلیک کنید. در صفحه بعد در قسمت Username آدرس Emailخودتان را که با آن ثبت نام کرده اید را بنویسید و در قسمت Password هم پسوردتان را بنویسید و روی گزینه login کلیک کنید تا وارد اطاق کار خود شوید. در قسمت My Account نام شما و پیام خوش آمد گویی به شما دیده می شود .در سمت راست صفحه گزینه های زیادی وجود دارد روی اولین گزینه یعنی orders/credits/referral id کلیک کنید تا وارد پنجره بعدی شوید دراین صفحه در قسمت Active Orders نوع محصولی را که انتخاب کرده اید و همچنین آیدی و تاریخ عضویتتان را می بینید .برای دیدن زیر مجموعه های خود روی گزینه Details کلیک کنید (در همین قسمت قبلی( Orders/Credits/referral ID در قسمت Referrals با کلیک روی گزینه More Info می توانید اسامی و نوع محصول انتخابی زیر مجموعه هایتان را مشاهده کنید.شما با کلیک بر روی گزینه Change Gift می توانید نوع هدیه خود را تغییر دهید با گزینه Delete کاری نداشته باشید چون باعث حذف آیدی شما خواهد شد .
نکته مهم : وقتی شما برای دیدن زیر مجموعه های خود روی گزینهDetails کلیک کردید وارد صفحه جدیدی می شوید که در قسمت Referrals تعداد زیر مجموعه های شما دیده می شود که به رنگ سیاه نوشته شده است. اگر جمع اعتبارتان که قرمز رنگ است با تعداد زیر مجموعه هایتان برابر نیست به این دلیل است که زیر مجموعه های شما هنوز عضوی را معرفی نکرده اند و زیر مجموعه ای ندارند. پس حتمآ به این موضوع دقت کنید که وقتی اعتبار شما پذیرفته می شود که هر کدام از زیر مجموعه های شما حد اقل یک نفر عضو گرفته باشد تا عضو فعال شناخته شود . یک مثال ساده ، فرض کنید شما برای دریافت کالای خود نیاز به اعتبار 17 نفر دارید شما باید 17 نفر را معرفی کنید و آن 17 نفر هم حتمآ باید حداقل یک نفر را معرفی کنند تا اعتبار شما تائید شود یعنی در اصل شما به 34 نفر احتیاج دارید . در مورد این موضوع اصلآ نگران نباشید چون هر کسی که توسط شما عضو شود بی شک برای بدست آوردن کالای مورد نظر عضوی معرفی خواهد کرد و به همین ترتیب اعتبار شما و زیر مجموعه های شما رشد میکند و تائید میگردد خیلی مهم با یک کامپیوتر فقط یک نفر می تواند زیر مجموعه شود توجه کنید که اگر با یک کامپیوتر چند نفر عضو یکدیگر شوند اکانت آنها بسته می شود
راهنمایی دوستانی که نمی دونن چطور زیر مجموعه های خودشون رو افزایش بدن
1- آسونترین روش دعوت کردن دوستان خودتونه
2- ایجاد کردن وبلاگ و کپی کردن مطالب من در وبلاگ خودتون (البته بجای لینک من لینک خودتونو قرار بدید)
3- ازطریق سایت های آگهی ایرانی که تعدادشون هم زیاده وهم به صورت مجانی به شما اجازه میدن تبلیغ بکنید (لیست تعدادی از این سایت ها : ایستگاه . هفت رنگ . رهنما . آگهی نامه و... (
4- تبلیغ وبلاگ خودتون با نظر دادن در وبلاگ ها وسایتهای دیگه (در این روش آمار خودتونو در موتور های جستجو مثل گوگل هم بالا میبرید
5- جمع کردن ایمیل افرادی که وبلاگ ویا وب سایت دارن وفرستادن آدرس وبلاگتون به ایمیل اون ها
6- ورود به چت روم های ایرانی وتبلیغ خودتون (میتونید چت روم ها رو توی یاهو سرچ کنید
دوستان عزیز
هم اکنون بیش از یک میلیون نفر عضو این سایت هستند پس شما هم عضو شوید
نکات ضروری و لازم:
تغییر محصول انتخابی خود
همچنین شما با کلیک بر روی گزینه change gift می توانید نوع هدیه خود را تغییر دهید
نکات بسیارمهم:
۱.سعی نکنید به سایت کلک بزنید همه چیز کنترل میشود!
۲.این سایت علاوه بر گوشی پلی استیشن و ایکس باکس و چیزهای جالبه زیادی دارد
۳.شما می توانید یک سایت ساخته یا لینک خود را به دوستانتان دهید
۴.خواهش می کنم اگر اهل این کار هستین عضو شویدشک نکنید و تو دلتون تمسخر نکنید. تا تنور داغه بچسبونید اگر حوصله این کارها رو ندارید یا به نظرتون یه موبایل ارزش این کارها رو نداره پس لااقل با عضویت خودتون در سایت و فقط با جذب یک نفراز دوستانتون با معرفی شما به سایت به من کمک کنید.
سئوالات متداول
یک سوال : منظور از اینکه هر کدام از زیر مجمو عه های من باید یک زیرمجموعه داشته باشند یعنی چه؟ مثلا شما فرض کنید که یک گوشی N95 نوکیا می خواهید که برای دریافت اون به 45 کردیت(امتیاز) نیاز دارید در واقع شما باید حداقل 45 زیر مجموعه بگیرید و هر کدام از زیر مجموعه های شما هم حداقل باید یک زیر مجموعه بگیرند تا شما 45 کردیت دریافت کنید و گوشی رو دریافت کنید گرفتن زیر مجموعه سوال: افراد چگونه زیر مجموعه ی شما می شوند؟ جواب:با کلیک بر روی لینک رفرال(لینک شما برای زیر مجموعه گرفتن) لینک رفرال شما هم در صفحه ی اصلی اکانت شما نوشته شده یعنی بعد ار اینکه وارد سایت شدید در همان صفحه لینک رفرال شما نوشته شده. نکته مهم:این سایت اساسش بر زیر مجموعه گیری است و اگر کسی بدون سرگروه در سایت عضو شود چیزی گیرش نمی آید.پس برای عضویت از لینک زیر استفاده کنید:
نکته مهم:شما اگر شما هزار تا هم زیر مجموعه بگیرید برایتان فرقی نمیکند و هیچ امتیازی نمیگیرید و بلکه هر زیر مجموعه ی زیر مجموعه ی شما به شما امتیاز میدهید.پس سعی کنید لینک رفرال زیرمجموعه ی خود را از او بگیرید و برای او زیر مجموعه بگیرید تا هم سریعتر امتیاز شما کامل شود و هم کمکی به زیر مجموعه تان کرده باشید. برای زیر مجموعه گرفتن راه های زیادی هست مثلا یک وبلاگ درست کنید و مطالب من رو کپی و توی وبلاگ خودتون پیست کنید البته توجه داشته باشید به جای لینک عضویت من لینک عضویت خودتون را وارد نمایید....شما می توانید در هنگام چت هم این مساله رو به دوستان بگویید و یا در روم ها تبلیغ کنید. البته راه دیگر هم برای جمع کردن امتیاز به غیر از زیر مجموعه گرفتن عضو شدن در سایتهایی است که در منوی صفحه ی راست اکانت شما در قسمت offers وجود دارند ... البته عضویت در تعداد معدودی از این سایتها رایگان هستش و توصیه می شود که از راه گرفت زیر مجموعه امتیاز کسب کنیم.
دریافت هدیــه: بعد از جمع کردن امتیازات کامل و رسدن امتیازات شما به حد نساب یک ایمیل به اینباکس ایمیل شما فرستاده می شه که امتیازات شما کامل شد و هدیه برای شما فرستاده می شود. لازم به ذکر است که اکثر افرادی که ابتدا در سایت ثبت نام کرده بودند باور نمی کردند که هدیه خود را دریافت خواهند کرد و بعضی از آنها فقط از روی کنجکاوی ثبت نام کرده اند و بعد از کسب اعتبار لازم هدیه خود را در دست گرفته اند.وبعضی هم گفته اند وقتی به دوستانمان این سایت را معرفی کردیم با تمسخر آنها مواجه شدیم اما حالا همه آنها به تکاپو افتاده اند و در سایت عضو شده اند. اگر می خواهید نامه ی افرادی که دریافت هدیه را تجربه کردند بخونید به بعد از ثبت نام و ورود به صفحه ی اصلی در قسمت باaلای سایت سمت راست بر روی گزینه ی testimonials کلیک کنید تا ببینید که افرادی که اول راه وقتی این مطلب رو به دوستانشون می گفتند و دوستانشون اونها رو احمق لقب می دادند حالا چه حالی دارند
+ نوشته شده در جمعه بیست و دوم شهریور 1387ساعت 14:47  توسط نیلوفر
|
غواصی در آکواریوم هتل
بزرگترین آکواریوم استوانه ای جهان در یکی از هتل های آلمان راه اندازی شد.
هتل "رادیسون" در برلین این روزها مشتریان بیشتری دارد، چون بزرگترین آکواریوم استوانه ای جهان در آن به بهره برداری رسده است.
بلندی این آکواریوم 25 متر است و 2600 ماهی از 56 گونه درون آن شنا می کنند و چشم هر بیننده ای را می نوازد.
همچنین آسانسوری شیشه ای از وسط این برج می گذرد و میهمانان می توانند با آن به بالاترین قسمت آکواریوم روند.
جالب تر این که مشتریان پولدار می توانند ساعتی از روز را در استوانه غواصی کنند و حسابی لذت ببرند.
تک شاخ به دنیا آمد
به دنیا آمدن گوزن "تک شاخ" افسانه های کهن را در ایتالیا زنده و کارشناسان حیات وحش را شگفت زده کرد. استثنایی ترین گوزن دنیا در مرکز تحت حفاظت حیات وحش ایتالیا به دنیا آمده و نگاه سراسر مردم جهان را به خود معطوف کرده است.
در حالی که کارشناسان روییدن یک شاخ در وسط سر این گوزن را فقط اختلال ژنتیکی می دانند، ایتالیایی ها بر این باورند که حیوان های "تک شاخ" چندان هم افسانه ای نیستند.
مسئولان حیات وحش این کشور تلاش می کنند شرایطی فراهم شود تا دانش آموزان ایتالیایی بتوانند استثنایی ترین گوزن را از نزدیک تماشا کنند.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم شهریور 1387ساعت 10:8  توسط سهراب
|
سلام
همانطور كه می دانیم در شب های تابستان كه كمبود برق و گرما در حال دق دادن ماست سریال جذاب ترانه مادری شبهای تابستان مهمان خانه های ماست و باری دیگر صدا و سیمای فكور ما طرحی دیگر ریخت و همه را انگشت به دهان كرد. بعد از سریال موفق و دیدنی نرگس با بازیها و كارگردانی درخشان آن مجموعه پیچاندن ذهن مردم تا آخرین قسمت جایزه مجسمه طلایی آلفرد هیچكاك را گرفت شبكه 3 بار دیگر دست به بیل و كلنگ شد و سریالی ساخت كه ساعت 11 وقتی شروع می شود و 11:30 تمام می شود 11:35 دقیقه قسمت همان شب در تمامی فروشگاههای اروپا و امریكا عرضه می گردد و عجبا كه صف های طولانی برای خرید سریال بوجود می آید! یكی از علل موفقیت این سریال همانند سریال اسطوره ای نرگس عاری از هر گونه غلو در سریال می باشد.
و اینك می خواهم ادامه سریال را برای شما بازگو كنم :
پویا در بدو ورود به دانشگاه در ترم 1 استاد دانشگاه می شود چون بقدری باهوش و تیز هوش هست همزمان در آموزشگاه خانم ادیب تدریس می كند و به یك كارخانه مشاوره می دهد ترم دوم ایشون به درجه استاد بزرگی می رسند و صاحب 7-8 تا كارخانه می شوند و در سراسر كشور آموزشگاه می زند با 120% قبولی در كنور واقعا هم همه قبول می شوند ولی خانم ادیب همچنان ناز می كند پدر چلاغ خانم ادیب همچون فرشته ای بر تارك آسمان همانند خاله زنك ها روی ویلچر نشسته كه دخترش بیاید و از پویا جان برای اون بگوید باید گفت كه خانم ادیب همچنان درجا زده است و هیچ پیشرفتی نمی كند چون مشغول پدر عزیزش می باشد چند روز در میون دوستان می آیند خانه او. پویا دلش برای پدر چلاغ نغمه خانم می سوزد و با پولی كه از راه اموزشگاهها و كارخانه هایش بدست می آورد او ره به امریكا برای معالجه اعزام می كند ولی ثمری نداشت پدر نغمه جان همچنان ویلچر نشین است. پویا همچنان پیشرفت می كند و به درجات عالیه می رسد! مادر پویا هی حرص می خورد كه چرا پویای بی شخصیت انقدر خودش را پیش ادیب كوچك می كند و ادیب او را ... خودش هم حساب نمی كند و ناز می دهدو سمیرا عمه دلاور بچه ها كه همچون كوه جلوی دایی فرخ ایستاده و اجازه نمی دهد حق بچه ها خورده شود سمیرا خانم برجش را می سازد بقدری كار برج سازی اش خوب بود كه ساخت تمام برج های ایران به سفارش اوست و در آینده طبق مذاكرات آماده برای رفت به خارج (دبی) می شود برای ساخت برج العرب 2. دایی فرخ خیلی بی وجدان و نامرد هست یاد و خاطره شوكت نمك به حروم را در خاطره های ما زنده كرده است سرش به سنگ می خورد به خاك سیاه می افتد میلیارد ها بدهی دارد به زندان می افتد بخش 209 زندان اوین دمار از روزگارش می آوردند شب ها سوسك می خورد روزها موش خیلی شرایطش سخت است مثل بدبخت ها شده و دارد می می رد ناگهان رگ غیرت عمه فرخنده و بچه ها بالا می زند و خانه را می فروشند قبل از فروش خانه متوجه می شوند خانه بوی نفت می دهد بله در خانه مادری چاه نفت پیدا شده است كه ارزش آن میلیارد ها را هم رد می كند یكشبه پولدار می شوند دایی فرخ از زندان آزاد می شود پوز همه طلبكارها را به زمین می مالد , پدر زنش اقا جلال كه مثل قطام تبدیل به سگ می شود و آخرش ماموران شهرداری او را می کشند.دایی فرخ مهریه زنش را تو صورتش می زند و 7-8 طلاقه اش می كند او هم به روز سیاه می فتاد مثل سوسك می شود و می پوسد دایی فرخ یه تاجر بزرگ می شود همه دست و پای او را می بوسند بهرام هم از خیر سری چاه نفت كافی شاپش را می زند و در 1 سال بعد شعبه های زیادی سراسر كشور دایر می كند و پولدار می شود تریلی تریلی.
پدر لاابالی پویا كه همیشه در سفر است تو زرد از آب در می آید و معلوم می شود 3 تا زن دارد عمه فرخنده سریع او را هم سرویـس می كند و طلاق را می دهد در این هنگام خانم ادیب هم خبردار همه ماجراهاست و خبرها را به پدرش می رساند دل آقای ادیب هوای عمه فرخنده را می كند و مرغ یك پا دارد من عمه فرخنده را می خواهم بعد از زد و بند های فراوان قرار بر این شد پویا و نغمه جون و آقای ادیب و عمه فرخنده با هم ازدواج كنند در یك روز.
روز عروسی وقتی عمه فرخنده به آقای ادیب ظاهر می شود آقای ادیب می گوید فرخنده جان تو چقدر شبیه زن سابق من شدی در میان تعجب حضار از جا بر می خیزد و ناگهان معجزه رخ می دهد بله آقای ادیب هم شفا گرفت.
سمیرا از شوهرش دلچركین می شود چون او را با یك زن در كافی شاپ دیده است و او را طلاق می دهد و دایی فرخ سریع او را به همسری خود می گیرد و كی بهتر از سمیرا.
فرخنده و ادیب 4-5 تا بچه می زایند
فرخ و سمیرا هم 4-5 تا دیگه
آنها خوشبخت هستند
پویا طراح سفینه های ناسا می شود و خیلی معروف می شود
خانم ادیب دانشمند برجسته دنیا می شود
پدرش چون مهندس برق بود اكتشافات بسیاری پدید می آورد كه نامش در تاریخ ثبت می شود
سمیرا بلندترین برج جهان را می سازد به ارتفاع 7-8 هزار متر
فرخ تاجر بزرگی می شود كه نصف دنیا زیر گذر او قرار می گیرد
بهرام شعبه های خود را به اسم مك بهرام در سراسر دنیا گسترش می دهد
و روح مادر جون در آرامش در آخرین سكانس به تمامی اینها لبخند می زند و راضی است.
از این سریال فیلمی ساخته می شود و نماینده ایران در مراسم اسكار می شود و تمامی جوایز را درو می كند.
عجب سریال زیبایی بود جا داره از صدا و سیما مسئولین شبكه جوان شبكه پرگوهر شبكه 3 هم تشكری كرده باشیم دست همگی شما درد نكنه منتظر سریالهای شما هستیم.
+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم شهریور 1387ساعت 10:36  توسط سهراب
|
باسلام و درود...
اول از هرچیز لازمه از امین جون و شیلا جون و فرزاد جون به خاطر نظراتشون تشکر کنم و بگم ما هم دوباره اومدیم وبتون تا نظر بدیم ولی نمی دونیم چرا اخطار می داد که امکان درج نظر جدید وجود نداره!!!!!! ......ولی در اولین فرصت حتما دوباره می آییم....
خوب برم سر اصل مطلب یعنی نقد و بررسی فیلم یوسف پیامبر که ماشاالله عجب فیلم مسخره و کش مالیه!!!!!.....به نظر من(که یکی از منتقدان بزرگ این روزگار هستم!!!) این فیلم پر از تحریف است!!!!......یوسف،عزیز بابا که اصلا سراسر خوبی بوده!!!!!جالبه که علت اصلیییی به چاه انداخته شدن یوسف بابا هم زن های یعقوب بوده اند!!!!جالبه تو فیلم ها هرجا گیر می کنن یه زن بد میارن وسط فیلم تا همه چی حل شه به این می گن تحریف در تاریخ و تحریف در دین!!!!!مثلا آخوندهای محترم گیر کردن که امام ها چطور شهید شدن شهیدی همشون رو انداختن تقصیر زناشون...اصلا در طول تاریخ همه ی مردها کور و کر و خر بوده اند و همه ی زن ها آن ها را اداره می کردنده اند......تو این فیلم هم که می بینید نقشه ی اصلی از میان برداشتن یوسف را انداختن تقصیر زنای یعقوب!!!که اصلا نه در قرآن نه در هیچ منبع تاریخی معتبری نیامده و معلوم نیست از کجاشون در آوردنش!!!!!!!
........یه مطلب دیگه همکه واقعا مسخره است اینه که کارگردان و نویسنده ی محترم فیلم ویژگی و خصوصیات تمام داداش ها ی یوسف ذلیل شده را می دانستند!!!!مثلا اینکه یهودا(به اسمش هم توجه کنید دقت کنید این برای منحرف کردن اذهان عمومی است که یهودی ها دیگه آخر بدی هستن!!!به نظر من این اسم یک سنبل و نماد است و بی تفکر قبلی انتخاب نشده) اند بدی است و حالا مثلا لاوی خیلییی خوبه!!!آخه ذلیل شده ها اگر لاوی خیلیییی خوب بود خوب یه کاری می کرد داداشش رو نمی انداختن تو چاه!!!!!(سهراب می گه لاوی بر وزن lovely است!!!!)جالبه از زمان انداخته شدن یوسف به چاه تا زمان برداشته شدن آن توسط کاروانیان هزار روز فاصله انداخته شده!!!!....اول که پاپا یعقوبش وبقیه دنبالش می گردن و نزدیک چاه می رسن آن فرشته ی مسخره میاد و یوسف را خواب می کنه!!!آخه مگه غیر از یوسف کسی تو چاه بوده که باخبر باشه اون تو چی بهش میگذره!!!تازه از دیدگاه من این یک معجزه است پس حالا که معجزه است چرا در قرآن نیامده؟؟؟؟یعنی اینقدر مهم نبوده که بخواد در قرآن بیاد؟؟؟؟....یوسف یه هزار روزی تو چاه بوده تو این ۱۰۰۰ روز لاوی براش غذا میاره ،برادراش هی میان صداش می کنن و می رن اون فرشته ی مسخره ۶۰۰ بار نازل می شه و به یوسف تزریق می کنه که خواست خداس که تو از پاپا جونت دور شی و تو خوبی و تو پیامبری و الخ.....آخه اگه خواست خداس یوسف چرا باید از آن مطلع می شده؟؟؟؟؟خدا می خواسته دیگه به یوسف چه!!!!چرا اینقدر یوسف زجر روانی نکشیده که برای لحظه ای هم نداند که در چه موقعیتی قرار دارد و نگران باشد!!!!مگر پیامبران نباید سختی بکشند؟؟؟؟از نظر من تمام نازل شدن آن فرشته در چاه به یوسف دروغ محض است و ساخته ی ذهن گروهی ........ حالا این که خوبه!!!یوسف را که از چاه در میارن کاروانیان با داداش جوناش روبرو می شن که این یکی واقعا در قرآن نیامده!!!!!که مداوم یوسف به خودش تلقین می کند که نه این خواست خداست و من باید از پاپا دور بمانم و با کاروانیان بروم!!!که از دیدگاه من این خواست خدا نیست و خواست یوسف است این اراده ی یوسف است نه اراده ی خدا!!!از دیدگاه من این صحنه نیز دروغی بیش نیست.....رئیس کاروان هم که انگار خداست!!!!!!از بس که خوبه!!!!....آخه اگه اون خوب بود که یوسف را به خاطر چندرغاز پول نمی فروخت؟؟؟؟؟؟حالا این هم ولش کن ...در زمان مسافرت با کاروان مردی که قصد زدن یوسف را داشته از طرف خدا به عذاب دچار می شه و دستش می شکنه!!!!! باز هم به نظر من این یک معجزه است و اگر معجزه بود چرا در قرآن نیامده!!!!جالبه یوسف هم دستش را خوب می کنه!!!!آخه یه ذره بچه که هنوز پیامبر نشده که قدرت اعجاز نداشته که اینو خوب کنه اون پیرمرده که پاش لب گور بوده رو خوب کنه جوری که پیرمرده پاشه بدوه!!!!!چرا هیچ کدام از این وقایع در قرآن نیامده؟؟؟؟؟؟؟......به نظر من کارگردان این فیلم برای اینکه یه سریال ۱۰۰۰ قسمتی بسازه از هر نوع تحریف و ...استفاده کرده!!!به نظر من باید برای پخش شدن به این فیلم گیر می دادن نه نقاب!!!!که سراسر حقیقت است......برای سینمای خودمان متاسفم که حاضر نیست چند میلیارد پول خرج کنه و یه فیلم که نشان دهنده ی هویت ما باشه را از داستان ها ی اسطوره ای شاهنامه بسازه.....مثل ادیسه ی هومر و.....آن وقت حاضره تا دلتون بخواد برای این فیلم های مسخره پول خرج کنه!!!!!بگذریم یه ذره بیشتر ادامه بدم به جرم تشویش در اذهان عمومی می اندازنم زندان پس بهتره دیگه خاموش شم...خواهشا این پست را بخوانید و نظراتتون را راجع به آن به من بگویید....
+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم شهریور 1387ساعت 18:7  توسط نیلوفر
|
تعجب عزرائيل!
در زمان حکومت حضرت سليمان (ع) مردي ساده انديش در حالي که سخت ترسيده و وحشت کرده بود و چهره اش زرد و لبهايش کبود شده بود به سراي سليمان (ع) پناهنده شد و با عجز و لابه گفت: اي سليمان به من پناه بده سليمان به او گفت چه شده ؟ او عرض کرد عزرائيل با خشم به من نگاه کرد وحشت کردم از شما تقاضاي عاجزانه دارم که به باد فرمان دهي که مرا به هندوستان ببرد تا از بند عزرائيل رهايي يابم. سليمان به تقاضاي او توجه کرد.
باد را فرمود تا او را شتاب
برد سوي خاک هندستان برآب
روز بعد سليمان (ع) عزرائيل را ديد و گفت چرا به اين بينوا با ديده خشم آلود نگاه کردي که از وطن آواره و بي خانمان شد. عزرائيل گفت : خداوند فرموده بود که من جان او را در هندوستان قبض کنم و چون او را در اين جا ديدم از اين رو در فکر فرو رفتم و حيران شدم با تعجب گفتم اگر او داراي صد پر هم باشد و به طرف هندوستان پرواز کند به آنجا نمي رسد.
چون به امر حق به هندستان شدم
ديدمش آنجا و جانش بستدم
به هندوستان رفتم و ديدم او آنجا است و در نتيجه جانش را گرفتم.
عربی بدوی گرسنه از بیابان گذر میکرد تا به کنار نهر آبی رسید ، دید که مردی عرب سفره ای پر از نان و گوشت را جلو خود گذارده و لقمه ها را پشت سر هم با لذت میخورد . مرد گرسنه آمد و جلو مرد عرب نشست ، عرب در حین خوردن غذا چشمش به مرد بدوی افتاده و پرسید : یا اخی از کجا می آیی ؟ مرد در جواب گفت : از قبیله تو می آیم
مرد عرب پرسید : از منازل من گذر کردی ؟
مرد گرسنه جواب داد : آری بسیار معمور و آبادان دیدم
عرب شادمان شده پرسید : سگ من که بقاع نام دارد را دیدی ؟
- آری دیدم ، گله گوسفندان ترا چنان نگهبانی می کند که از یک فرسنگی گرگ را جرات نزدیک شدن نیست .
- عرب که از خوشحالی در پوست خود نبود پرسید : پسرم خالد را دیدی ؟
- آری در مکتب پهلوی معلم نشسته بود و به آواز بلند قران می خواند
- مادر خالد را دیدی ؟
- به ، به در تمام عرب چون او زنی نیست به کمال عفت و طهارت و غا یت عصمت
- شتر آبکش مرا دیدی ؟
- به غایت فربه و تازه بود چنانکه پشتش به کوهان برابر شده بود .
- قصر مرا هم دیدی ؟ زیبا بود ؟ از معماری آن چه نظری داری ؟
- ایوان او سر به کیوان رسانده بود و من هرگز عالی تر از آن بنائی ندیده ام .
عرب چون احوال خانمان معلوم کرد و دانست که هیچ مکروهی نیست ، به فراغت نان و گوشت به قدر سیری بخورد و به مرد بدوی هیچ نداد و بعد از سیر شدن سفره را جمع کرده در انبان گذاشت و محکم ببست .
بدوی گرسنه که دید خوش آمد گفتن او نتیجه ای نبخشید ، ملول شد . در این وقت سگی بدان جا رسید . صاحب انبان استخوانی که از گوشت مانده بود پیش سگ انداخت و برخاست تا برود .
بدوی بی طاقت شد و گفت : اگر سگ تو بقاع زنده می بود ، درست به این سگ می مانست
عرب گفت : مگر بقاع من مرده است ؟
- بلی در پیش من مرد . بقای عمر تو باد .
- سبب مردن او چه بود ؟
- از بس گوشت شتر آبکش تو را بخورد ، کور شد . بعد آن بمرد
- شتر آبکش مرا چه آفت رسیده بود که بمرد ؟
- او را در تعزیت مادر خالد کشتند .
- مگر مادر خالد نیز بمرده است ؟
- بلی ، از بسکه نوحه میکرد و سر بر گور خالد می کوفت ، مغزش خلل یافت
- مگر خالد من هم بمرده است ؟
- بلی و سبب مردنش زلزله ای بود که قصر و ایوانی که ساخته بودی را خراب کرده و خالد در زیر آوار بماند .
مرد عرب که اخبار وحشتناک را استماع نمود ، انبان نان و گوشت را به کناری افکنده و بر سر کوبان و نوحه کنان راه بادیه را در پیش گرفت ، بدوی گرسنه انبان بربود و فرار نموده در گوشه ای به خوردن ما بقی نان و گوشت مشغول گشت .
نتیجه اخلاقی:همیشه و همه جا حرف راست خریدار ندارد
+ نوشته شده در سه شنبه پنجم شهریور 1387ساعت 11:59  توسط سهراب
|
نقد و بررسی فیلم Body Of Lies (بدن دروغ ها) با حضور گلشیفته فراهانی:
بازیگران به ترتیب ایفای نقش:
بازیگران مرد:
Leonardo DiCaprio (لئوناردو دی کاپریو) : فک کنم همه شما با این بازیگر در فیلم کشتی تایتانیک در نقش جک آشنایی دارید
Russell Crowe (راسل کرو)
Mark Strong (مارک استرانگ)
Oscar Isaac (اسکار ایساچ)
Vince Colosimo (وینس کلسمیو)
Michael Gaston (مایکل گاستن)
Simon McBurney (سایمن مک بورنی)
Ali Suliman (علی سلیمان)
Omar Berdouni (عمر بردونی)
Ben Youcef (بن یوسف)
Bijan Daneshmand (بیژن دانشمند) دیگر بازیگر ایرانی این فیلم
دو بازیگر اصلی زن این فیلم:
Golshifteh Farahani (گلشیفته فراهانی) : که به عنوان Lead actress یا بازیگر نقش اول زن ایفای نقش می کنه.
Carice van Houten (کاریس ون هیوتن)
Jennifer Rouse (جنیفر رز)
دوستان عزیز برای اطلاع بیشتر از بازیگران بر روی اسم بازیگران کلیک کنند.
این فیلم به کارگردانی Ridley Scott (ریدلی اسکات) و به نویسندگی William Monahan و David Ignatius درست شده برای اطلاع از کارهای این دو نویسنده و کارگردان می توانید بر روی اسم آن ها کلیک کنید.
داستان این فیلم از این قراره که یک یک روزنامه نگار سابق با فعالیت در CIA به اردن فرستاده می شه تا شاخه ای از گروه القاعده را که در این کشور فعالیت دارند نابود کنه و گلشیفته فراهانی نقش یک پرستار را ایفا می کنه که لئوناردو دی کاپریو عاشق اون می شه (لازم به ذکر است که این بازیگر در این فیلم با پوشش و حجاب کامل اسلامی ایفای نقش می کند و فعلا هم از سوی دولت ایران ممنوع الخروج می باشد).
برنامه اجرای این فیلم بر روی پرده های سینما به این شکل می باشد:
از اونجایی که بلاگفا گور به گور شده همیشه قاطی می کنه عددهای جلو سال ۲۰۰۸ نشان دهنده چه روزی در ماه اکتبر می باشد که برای اطلاع بیشتر از آنها می توانید بر رویشان کلیکی فرمایید:
در پایین عکس هایی از بازیگران این فیلم می بینیم:
گل شیفته فراهانی:

برای دیدن سایز واقعی این Wallpaper زیبا از فیلم به نام پدر کلیک کنید.
گلشیفته فراهانی در فیلم سنتوری


برای دیدن این Wallpaper از فیلم میم مثل مادر در سایز واقعی کلیک کنید.
بیژن دانشمند:

Carice van Houten:


Jennifer Rouse:

Leonardo DiCaprio:


Russell Crowe:


فعلا
+ نوشته شده در شنبه دوم شهریور 1387ساعت 23:39  توسط سهراب
|
سلام...
خوبید؟؟؟؟؟....امروز با چند تا عکس باحال آمدم...اما اول از همه بهتره یک ماجرای ناراحت کننده را برایتان بگم ۲۹ مرداد امسال یک نوزاد یک روزه که هنوز بند نافش جدا نشده بود در سطل آشغال پیدا شد آن هم چه سطل آشغالی!!!از این سطل آشغال بزرگ های داخل شهر که ماشین های شهرداری زباله هاشونو پرس می کنن اگر رفت گر مربوط متوجه نوزاد نشده بود ممکن بود بچه ی بیچاره بمیره!!!آخر چه قدر آدم می تونه بی رحم باشه که چنین کاری را بکنه......فکرش را بکنید پس فردا که این نوزاد بزرگ شه اگر بفهمه که از سطل آشغال پیداش کردن چه ضربه ی بزرگی می خوره مهم تر از این ممکنه فکر های بدی هم در مورد خودش بکنه......می دونید این بچه هم مثل همه ی بچه ها بزرگ می شه البته صد در صد با کمبود های بسیاری رو به رو می شه ولی خوب یا بد بالاخره بزرگ می شه ولی مشکل اینجا ختم نمی شه مشکل اصلی به مسئولین مربوطه که از به نظر من از هیچ جهتی موفق نبوده اند چه از نظر ریشه کن کردن فساد چه از نظر ریشه کن کردن فقر این نوزاد به احتمال زیاد این دو مشکل را توأم با هم داشته.......این هم عکسش:

می دانم که شما حتی جسارت خواندن این مطلب را هم ندارید (البته منظورم عزیزانی که همیشه به وبلاگ ما می آیند و با نظراتشان ما را شرمنده میکنند نیست منظورم آن دسته از دوستانی است که در مورد مطلبشان این سهراب بیچاره نظر داده ولی پاسخی در یافت نکرده ایم....) ولی اگر هم بخوانید در نهایت تفکری و ناراحت شدنی و دیگر.... کاری هم از دستتان بر نمی آید.......اصلا بگذریم مثل همه ی گذشتن ها!!!....
راستی پیروزی هادی ساعی را هم تبریک می گم خودمونیم ها با این مدال ها که ایران داره می گیره می ترسم به بقیه ی کشور ها چیزی نرسه و بیچاره ها از عقده ی بی مدالی معتاد بشن!!!!!!!
فعلا این عکس های زیبا را نگاه کنید:

برای دیدن سایز واقعی اینجا را کلیک کنید.

برای دیدن سایز واقعی اینجارا کلیک کنید.
این شما واین هم ترکیبی از انسان و حیوان!!!!!

برای دیدن سایز واقعی اینجا را کلیک کنید.

برای دیدن سایز واقعی اینجا را کلیک کنید.

برای دیدن سایز واقعی اینجا را کلیک فرمایید.

برای دیدن سایز واقعی اینجا را کلیک کن دیگه!!!
دیگه بسه رو دل می کنید!!!! به قول این سهراب باسپاس!!!!!!!


...به به..
+ نوشته شده در جمعه یکم شهریور 1387ساعت 21:55  توسط نیلوفر
|
دختر ها و پسر ها چگونه نیمرو درست می کنند
دخترها
توی ماهیتابه روغن میریزن
اجاق گاز زیر ماهیتابه رو روشن میکنن
- تخم مرغها رو میشکنن و همراه نمک توی ماهیتابه میریزن
چند دقیقه بعد نیمروی آماده رو نوش جان میکنن
پسرها
توی کابینتهای بالایی آشپزخونه دنبال ماهیتابه میگردن
توی کابینتهای پایینی دنبال ماهیتابه میگردن و بلاخره پیداش میکنن
ماهیتابه رو روی اجاق گاز میذارن
توی ماهیتابه روغن میریزن
توی یخچال دنبال تخم مرغ میگردن
یه دونه تخم مرغ پیدا میکنن
چند تا فحش میدن
دنبال کبریت میگردن
با فندک اجاق گاز رو روشن میکنن و بوی سرکه همراه دود آشپزخونه رو بر میداره
ماهیتابه رو میشورن (بگو چرا روغنش بوی ترشی میداد!
ماهیتابه رو روی اجاق گاز میذارن و توش روغن واقعی میریزن
تخم مرغی که از روی کابینت سر خورده و کف آشپزخونه پهن شده رو با دستمال پاک میکنن
چند تا فحش میدن و لباس میپوشن
میرن سراغ بقالی سر کوچه و 20 تا تخم مرغ میخرن و برمیگردن
تلویزیون رو روشن میکنن و صداش رو بلند میکنن
روغن سوخته رو میریزن توی سطل و دوباره روغن توی ماهیتابه میریزن
تخم مرغها رو میشکنن و توی ماهیتابه میریزن
دنبال نمکدون میگردن
نمکدون خالی رو پیدا میکنن و چند تا فحش میدن
دنبال کیسهء نمک میگردن و بلاخره پیداش میکنن
نمکدون رو پر از نمک میکنن
صدای گزارشگر فوتبال رو میشنون و میدون جلوی تلویزیون
نمکدون رو روی میز میذارن و محو تماشای فوتبال میشن
بوی سوختگی رو استشمام میکنن و میدون توی آشپزخونه
چند تا فحش میدن و تخم مرغهای سوخته رو توی سطل میریزن
توی ماهیتابه روغن و تخم مرغ میریزن
با چنگال فلزی تخم مرغها رو هم میزنن
صدای گــــــــــل رو از گزارشگر فوتبال میشنون و میدون جلوی تلویزیون
سریع برمیگردن توی آشپزخونه
تخم مرغهایی که با ذرات تفلون کنده شده توسط چنگال مخلوط شده رو توی سطل میریزن
ماهیتابه رو میندازن توی سینک
دنبال ظرفهای مسی میگردن
قابلمهء مسی رو روی اجاق گاز میذارن و توش روغن و تخم مرغ میریزن
چند دقیقه به تخم مرغها زل میزنن
یاد نمک میفتن و میرن نمکدون رو از کنار تلویزیون برمیدارن
چند ثانیه فوتبال تماشا میکنن
یاد غذا میفتن و میدون توی آشپزخونه
روی باقیماندهء تخم مرغی که کف آشپزخونه پهن شده بود لیز میخورن
چند تا فحش میدن و بلند میشن
نمکدون شکسته رو توی سطل میندازن
قابلمه رو برمیدارن و بلافاصله ولش میکنن
چند تا فحش میدن و انگشتهاشون که سوخته رو زیر آب میگیرن
با یه پارچهء تنظیف قابلمه رو برمیدارن
پارچه رو که توسط شعله آتیش گرفته زیر پاشون خاموش میکنن
نیمروی آماده رو جلوی تلویزیون میخورن و چند تا فحش میدن
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387ساعت 16:59  توسط سهراب
|
انواع بله گفتن عروس ها!
عروس عادي: با اجازه بزرگترها بله (اين اصولا مثل بچه آدم بله رو ميگه و قال قضيه رو ميکنه).
عروس لوس: بع..........له!
عروس زيادي مؤدب: با اجازه پدرم، مادرم، برادرم، خواهرم، دايي جون، عمه جون،...، زن عمو کوچيکه، نوه خاله عمه شکوه، اشکان کوچولو، ... ، مرحوم زن آقاجان بزرگه ، قدسي خانوم جون ، ... ، ... (اين عروس خانوم آخر هم يادش ميره بگه بله واسه همين دوباره از اول شروع ميکنه به اجازه گرفتن (
عروس خارج رفته: با پرميشن گريت ترهاي فميلي ... اُ يس
عروس خجالتي: اوهوم
عروس پاچه ورماليده: به کوري چشم پدر شوهر و مادر شوهر و همه فک و فاميل اين بزغاله (اشاره به داماد) آره.... ( وضعيت داماد کاملا قابل پيش بيني است).
عروس هنرمند: با اجازه تمامي اساتيدم، استاد رخشان بني اعتماد، استاد مسعود کيميايي، ...، اساتيد برجسته تاتر، استاد رفيعي، ... ، مرحوم نعمت ا.. گرجي ، شير علي قصاب هنرمند، روح پر فتوه مرحومه مغفوره مرلين مونرو، مرحوم مارلين ديتريش، مرحوم مغفور گري گوري پک و ... آري مي پذيرم که به پاي اين اتللوي خبيث بسوزم چو پروانه بر سر آتش ...
عروس داش مشتي: با اجزه بروبکس مُجلي نيست من که پايه ام ...
عروس زيادي مؤمن و معتقد: بسم ا.. الرحمن الرحيم و به نستعين انه خير ناصر و معين ... اعوذ با... من شيطان رجيم يس و القرآن الحکيم .... الي آخر .... ( و در آخر ) نعم
عروس فمنيست: يعني چي؟! چه معني داره همش ما بگيم بله ... چقدر زن بايد تو سري خور باشه چرا همش از ما سؤال مي پرسن ! ... يه بار هم از اين مجسمه بلاهت (اشاره به داماد) بپرسين ... (اصولا اين قوم فمنيست جنبه ندارن که بهشون احترام بذارن و يه چيزي ازشون بپرسن ... فقط بايد زد تو سرشون و بهشون گفت همينه که هست مي خواي بخواه نمي خواي هم به درک)
بدرود
+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم مرداد 1387ساعت 19:16  توسط سهراب
|
یکی بود یکی تبود زیر گنبد آبی غیر از اکبر آقا و محمود بن احمد هیچ کس نبود.
یک روز اکبر آقا در حالی که در جکوزی خصوصی اش تریاک می کشید چشمش به بنز ۳۰۰ میلیونی خود خورد. در همان حال اشک از وجناتش جاری شد.
بله ماجرای این تحول اقتصادی بزرگ و ریشه کن کردن بنای فقراز همان جکوزی خانه اکبر آقا شروع شد همتن طور که قانون ارشمیدس از حمام! اکبر آقا به الهام خانم که یکی از پر مشغله ترین زنان روزگار بود تلفن کرد تا در مورد این موضوع با او صحبت کند الهام خانم هم نام یکی از از اقتصاددانان بزرگ روزگار که محمود بن احمد نام داشت را به او معرفی کرد. اکبر آقا هم حاضر شد تا به کاخ فقیرانه محمود بن احمد برود.
از آن جا که در کاخ محمود بن احمد به روی هر کسی باز بود اکبر آقا بدون نوبت قبلی وارد شد. با کمال تعجب محمود بن احمد را در پشت تپه ای انباشته از نامه های عاشقان احمدی نژاد مشاهده کرد. این مرد چه قدر تفکر داشت و چه قدر به فکر به مردم بود. محمود بن احمد با مشاهده اکبر آقا با مقداری نان و نمک از او پذیرایی کرد. مساله را از او جویا شد. اکبر آقا گفت: می دانید درست نیست من که بنز ۳۰۰ میلیونی دارم کارت سوخت داشته باشم و آن که ژیان دارد هم داشته باشد. من خود به شما پیشنهاد می دهم کارت سوخت را از من بگیرید تا با این عمل به نفع دولت شود و دولت بهتر به مشکلات مردم رسیدگی کند. با شنیدن این سخن محمد بن احمد بسیار خوشحال شد چنان که روز بعد نام اکبر آقا به عنوان خیٌر بزرگ زمانه در روزنامه ها منتشر شد.
با انتشار این خبر مردم را جو گرفت و یکی پس از دیگری خواهان پس دادن کارت سوخت خود شدند و در پی امتناع محمود بن احمد از پس گرفتن کارت سوخت ملت ،مردم در پشت کاخ فقیرانه ی محمود جون تجمع کردند و ... بالاخره بنا بر این شد که کلیه خودروهای با موتور ۲۰۰۰ سی سی به بالا کارت سوخت نداشته باشند آخی چه مردم خوبی!!!... خلاصه کارت سوخت ها جمع شد و بنزین لیتری ۵۰۰ تومان فروخته شد.
یک هفته ی بعد محمود جون دست خود را تا انتها در بینی مبارکش فرو برده بود و غرق در تفکر بود که مردم کشور ما به برکت دولت نهم و اندی پولدار شده و اکنون ما فقیری در کشور نداریم. وضع اقتصادی مملکت هم که توپه توپه ... پس با این پول اضافی ناشی از فروختن بنزین چه کنیم؟
ناگهان جرقه ای در ذهنش زد بلی با این پول می توانیم به مردم قبیله های دور افتاده در کشور های بورکینافاسو،زامبیا ، چاد ، نا میبیا،نیکاراگوئه،کاستاریکا، ونزوئلا و ... کمک کنیم. تازه می تونیم در افغانستان جاده بسازیم حرمین مطهرین مقدسین عسکریین در کشور عراق رو نو سازی کنیم. خلاصه محمود بن احمد شده بود ناجی عالم بشریت!!
مدتی بعد همسر اکبر آقا زری خانم که از دکه سر کوچه شان جهت پاک کردن سبزی روزنامه می خرید به طور اتفاقی با خبرهای خوش کمک به کشورهای دیگر روبه رو شد. او از این ماجرا آن قدر خوشحال شد که متوجه عقب رفتن روسری اش نشد در حالی که از خیابان عبور می کرد به چهره های روحانی فاطی کماندوها رو به رو شد که با لگدهای خود اندام مردم را نوازش می کردند!! مشغول تماشای این منظره شگفت انگیز بود که که ناگهان احساس کرد که صورت خود را به مشت یکی از کماندوها می کوبد بله عقب رفتن رو سری اش موجب به خطر افتادن امنیت ملی شده بود!! زری خانم با فحش های آگاهانه ی کماندوها متحول شد و تصمیم گر فت از این به بعد احدی تار موی او را نبیند او به قدری متحول شد تا یک هفته بعد در نقش فاطی کماندو به مردم خدمت می کرد و موجب تحول معنوی جامعه شد.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 18:32  توسط نیلوفر
|
سلام بچه ها مطلب زیر خیلی با حاله حتما بخونید:
راه حل کشور ها برای پیدا کردن کلید گم شده خانه!!
فرانسه
در اين کشور درها معمولا قفل نيستند، بنابراين دستگيره در را مي چرخانند و در را باز مي کنند. بعداً ماموران يک کليد يدکي درست مي کنند يا قفل را عوض مي کنند.
آمريکا
بلافاصله F.B.I تعداد 194 نفر از مظنونين القاعده را دستگير و تعدادي از ايرانيان را اخراح مي کند و در بازوجويي اعضاي القاعده تعدادي بمب و موشک و نارنجک و تانک نفربر و موشک ضد موشک در خانههاي آنها پيدا مي کنند، اما کليدي پيدا نمي شود.
آلمان
حتما يک کليد يدکي در جيب هلموت کهل است، آن را از او مي گيرند.
بلژيک
ابتدا مسئول مربوطه به ماموران نامه مي نويسد و اين خبر را مي دهد، بعد موضوع طي نامهاي به وزارت کشور و وزارت امور خارجه خبر داده مي شود، بعد نامههايي براي پارلمان اروپا نوشته مي شود. بعد از نه ماه نامه نگاري کليد خودش پيدا مي شود.
انگلستان
در انگلستان هيچ وقت هيچ کليدي گم نمي شود، مگر اينکه از دهها سال قبل در مورد آن تصميم گرفته شده باشد.
کلمبيا
رئيس جمهور از قاچاقچيان مي خواهد کليد را پس بدهند، آنها هم از او مي خواهند قول بدهد ديگر درها را قفل نکنند.
واتيکان
پاپ از خداوند مي خواهد جاي کليد را نشان بدهد، بعد هم يک کليد ساز مي آورند و در را باز مي کنند.
ايتاليا
گم شدن در اين کشور طبيعي است، بنابراين در را مي شکنند و خسارت آنرا به برلوسکوني مي دهند.
افغانستان
با يک توپ 106 در را از جا مي کنند و در اين ماجرا تعدادي از نيروهاي آمريکايي و القاعده هم به قتل مي رسند.
عراق
چند ساعت منتظر مي مانند تا عمليات استشهادي انجام شود، در جریان عمليات در هم باز مي شود و مي بينند صدام آنجا نيست.
سوئيس
براي انتخاب بين باز کردن در يا باز نکردن آن رفراندوم برگزار مي کنند.
روسيه
يکي از دزدهايي که وزير شده است، با يک سنجاق در را باز مي کند.
ايران
ابتدا تعدادي از عوامل نفوذي را که اتفاقا روزنامه نگار هستند دستگير مي کنند، بعد حزب الله از خواهران مي خواهد که مواظب حجابشان باشند، بعد چند روز روزنامه را تعطيل مي کنند، بعد کميسيون تحقيق تشکيل شده و براي يافتن کليد وزارت اطلاعات را در جريان قرار مي دهند، بعد معلوم مي شود که از هر کليدي چهار عدد يدکي در مجلس، رياست جمهوري، شواري نگهبان، ، قوه قضاييه وجود دارد، بعد کليدها را پس از استفسار از شواري نگهبان مي برند و مي بينند هيچکدامشان در را باز نمي کنند. بعد با لگد در را باز مي کنند و مي بينند رييس جمهور يک هفته در آنجا گير کرده بود و جيکش در نمي آمد.
با سپاس
+ نوشته شده در یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت 16:3  توسط سهراب
|
سلام بچه ها
فک کنم نیلوفر همه توضیحات رو داده بی مقدمه می رم سراغ یه نامه بک فرد هندی به آقای بیل گیتس:
آقای بیل گیتس عزیز:
این نامه از طرف سینک از پنجاب می باشد.
ما برای خانه یک کامپیوتر خریدیم و مشکلاتی پیدا کردیم که بنده برای توجه شما مطرح می کنم.
1-بعد از وصل به اینترنت وقتی می خواهیم ایمیل باز کنیم و فرم هات میل را پر می کنیم در ستون پسوورد تنها چند ستاره ظاهر می شود اما در بقیه ء خانه ها هر چی تایپ می کنیم ظاهر می شودبا این مشکل فقط در پسوورد مواجه می شویم .
ما این مسئله رو با فروشنده (سینگ سانتا) چک کردیم و او گفت : هیچ مشکلی در کیبورد وجود نداردبنابر این ما ایمیل ها رو با پسوورد ******** باز می کنیم من خواهشمندم این مشکل را شما چک کنید چون ما نمی دانیم پسووردمان چی هست؟
2-وقتی ما کلید شات داون را فشار می دهیم قادر به وارد کردن هیچ چیزی نیستیم .
3-اینجا یک دگمه ای بنام استارت است ولی دگمه ای بنام استوپ وجود نداردخودتان این را چک کنید.
4-ما گزینهء "Run"را در منو دیدیم یکی از دوستان ما "run"را کلیک کرد و به Amritsar! دوید لذا خواهشمندیم این Run را به Sit(نشستن)تغییر دهید تا ما موقع کلیک کردن بنشینیم.
5-یک مسئلهءمشکوک اینکه آیا در سیستم روروک(re-scooter) وجود دارد چون من فقط re-cycle""پیدا کردم اما من خودم یک رورورک در خانه دارم.
6-اینجا یک دگمهءfind""است اما احتمالا کار نمی کند چون خانم من کلید منزل را گم کرده بود و ما با این دگمه دنبال کلید گشتیم اما پیدا نکرد.
7-هر شب من بخاطر محافظت ماوس از گربه نمی توانم بخوابم بنابراین پیشنهاد می کنم شما یک سگ برای کشتن گربه فراهم کنید.
8-لطفا زمانی را که شما پولهای ما رو که از بازی کارتها بردیم می دهید و همچنین کی خودتون جهت جمع کردن پولهایتان به منزل ما می آیید را تثبیت کنید .
9-بچه های من میکروسافت "کلمه"(word) را یاد گرفتند و حالا می خواهند میکروسافت "جمله " را یاد بگیرند بنابراین کی شما آنرا فراهم می کنید؟
با احترامات فراوان
بانتا سینگ
+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم مرداد 1387ساعت 11:38  توسط سهراب
|
سلام عزیزان.....این وب را درست کردیم تا کمی با هم بخندیم با حکایت های جالب انگیز!و عکس های کرم خورده ی ما همراه باشید فعلا توجه شما را به چند عکس توپ جلب می کنم:

برای دیدن سایز واقعی لطفااینجارا کلیک کنید.

برای دیدن سایز واقعی لطفااینجارا کلیک کنید.

برای دیدن سایز واقعی لطفااینجارا کلیک کنید.

برای دیدن سایز واقعی لطفااینجارا کلیک کنید.

برای دیدن سایز واقعی لطفااینجارا کلیک کنید.

برای دیدن سایز واقیاینجاراکلیک کنید.

برای دیدن سایز واقعیاینجارا کلیک کنید.
+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت 18:56  توسط نیلوفر
|